الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
133
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
و بنو مازن به سفر ادامه دادند تا به بين سرزمين اشعريين و عكّ رسيدند ، جايى كه آبى به نام غسّان داشت و بين دو وادى به نامهاى زبيد و رمع قرار داشت . آنها در غسّان ساكن شدند و به همين اسم ناميده شدند . سراة نام كوهى است كه به آن حجاز هم گفته مىشده است و ازد ، در دشتها و كوهپايههاى آن زندگى مىكردهاند و بدين خاطر « سراة » ناميده شده است كه شبيه پشت چارپايان و داراى شيب ملايم بوده است و اين رشته كوه از تخوم شام شروع مىشود و حجاز را از دمشق و اردن و سرزمين فلسطين جدا مىكند . » « 1 » ( 1 ) « مالك بن يمان بن بهم بن عدىّ بن عمرو بن مازن بن أزد در مأرب ماند و بعد از خروج ديگران ، حكومت آن را به دست گرفت و چيزى جز هلاكت در انتظار او و پيروانش نبود . » « 2 » مسعودى مىگويد : « اهل مأرب خورشيدپرستى مىكردند و خداوند پيامبرانى را به سويشان فرستاد تا آنها را به خداپرستى دعوت كنند و از عاقبت كارى كه انجام مىدهند ؛ بترسانند و نعمتهاى الهى را بر آنها يادآور شوند ؛ ولى مردم قول رسولان الهى را انكار كردند و نعمتهاى خدا را منكر شدند و گفتند : اگر شما رسول الهى هستيد ، از خدا بخواهيد كه نعمتهايش را از ما بگيرد ؛ به دنبال اين انكار ، رسولان الهى عليه آنها نفرين كردند و خداوند هم سيل عرم را فرستاد كه سدّ آنها را تخريب كرد و سرزمينشان در آب فرو رفت و تمام درختان و كشتزارهايشان نابود شد و اموال و چارپايانشان ناپديد گرديد ! پس نزد رسولانشان آمدند و گفتند : از خدا بخواهيد كه نعمتها را به ما بازگرداند و سرزمين ما را آباد گرداند و چارپايانمان را زياد كند و ما هم در مقابل ، قول جوانمردانه مىدهيم كه به خدا شرك نورزيم . پس رسولان الهى دعا كردند و خداوند هم اجابت فرمود و نعمتها را به آنها برگردانيد . پس سرزمينشان آباد گرديد و تا فلسطين و شام گسترش يافت و تمام آن مناطق پر از آبادى و بازار شد . بعد از آن رسولان الهى آمدند و گفتند : حال وقت آن رسيده است كه به خدا ايمان بياوريد ؛ ولى آنها از ايمان آوردن ابا كردند و راه طغيان و سركشى را در پيش گرفتند و خدا هم آنها را به عذابى سخت مبتلا كرد . » « 3 » ( 2 ) در اينجا بايد نكاتى را يادآور شد :
--> ( 1 ) . همان ، ص 170 - 174 . ( 2 ) . همان ، ص 172 . ( 3 ) . همان ، ص 174 ، 175 .